تبلیغات
امام آمد،شاه رفت.هفته ی زجر هم داره میره.فردا ملتی از کله ی سحر به عشق ساندیس به میدان آزادی رفته و دلی از عزا در خواهند آورد.ولی 25 بهمن سبزی هم در راه است!
مصر هم که حال و هوایی واسه خودش داره.جمیعتی در قاهره جمع می شوند و میگویند که مبارک را نمی خواهند.صدا و سیمای ایرانم که از خدا خواسته،صبح تا شب مصر،مصر از دهنش نمی افتد و جمهوری اسلامی مصر هم به آنها چسبانده و مبارک را هم فرعون خطاب میکند.ولی نمیدانند که فرعون واقعی هفته ی پیش در نمار جمعه ی تهران،اما جماعت بوده.
دوست دارم تنهایی را،این حس غریب آشنا را،با همه ی خوبی ها و بدی هاش.با همه ی تلخی های قهوه مانندش.
دوست دارم باران را،این نعمت الهی را که با باریدنش باعث پنهان شدن باران چشم هایم می شود.
دوست دارم زندگی را،ولی حس زندگی نسبت به من برعکس شده است،میگن همه چی آرومه...من که نفهمیدم کجای این زندگی پر فراز و نشیب آرومه؟!
دوست دارم فیلم دیدن را،حالا زندگیم فیلم شده و خودم کارگردان!فیلمی که از اول با نقطه ی اوجش شروع شده ولی پایانش را نمیدانم.
ای کاش دل هایمان مانند آینه بود،آینه اگر بشکند و هزار تکه هم شود،ولی باز آینه است ولی دل...
دوست دارم...
بهار،تابستان،پاییز.هر سه رفتن.دیگه وقت شمردن جوجه ها رسیده.امشب آخرین شب پاییزه.شبی که به خاطره 1 دقیقه بیشتر،1 دقیقه ای که عقربه ی ساعت دیر تر میگذره، دور هم جمع میشیم و جشن می گیریم.شبی که با تولد میترا،الهه ی خورشید،روشنایی در روز های تاریک ما پدیدار شد.
به امید روزی که به این جور مراسم ها اهمیت بیشتری بدهیم تا عزا.
باز ماه خون،ماه حسین،ماه داغ دار شدن زینب،ماه تشنگی،ماه گریه های علی اصغر،ماه ظلم شمر،ماهی که 72 تن وقتی چراغ ها خاموش شد موندن.صدای بلند تبل و دوهل،صدای حسین گفتن مداح،خود زنی های مردم مثلا عزادار،سینه ی سرخ شده،صورت غرق در خون. عاشورای حسینی هم تموم شد.17 ساله که این ماه رو میبینم.میاد و میره ولی ما همون آدمایی هستیم که بودیم.این عاشورا هم گذشت.عاشورای دیگه هم میاد و میره ولی ما همچنان در جاهلیت خود غرقیم!
۱- اگر یک زن سیگار بکشد:
در
امریکا به او می گویند :زنیکه سیگاری
در
ایران به او می گویند : زنیکه معتاد .... خیابانی لجن!
و
در عربستان او را سنگسار می کنند!
۲- اگر
یک زن برای برابری حقوق زن و مرد تلاش کند:
در
امریکا به او می گویند : فمنیست
در
ایران به او می گویند :تهمینه میلانی
و
در عربستان او را سنگسار می کنند!
۳- اگر
یک زن مورد سوء استفاده قرار بگیرد :
در
امریکا او را به آسایشگاه روانی می برند تا او را به زندگی اجتماعی باز گردانند.
در
ایران او را به آسایشگاه روانی می برند و او در آنجا خودکشی می کند!
و
در عربستان او را سنگسار می کنند!
۴-اگر جسد زنی در یکی از میدان های شهر و درون
یک کیسه پلاستیکی پیدا شود:
در
امریکا : احتمالاً او یک زن خیابانی و بی خانمان بوده.
در
ایران:احتمالاً شوهر غیرتی اش او را کشته
در
عربستان: صد در صد بر اثر جراحات وارده ناشی از سنگسار به قتل رسیده است!
۵- زنان:
در
امریکا اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و ... تحصیل نمایند.
در
ایران اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و .... به شرط تفکیک جنسیتی تحصیل
نمایند.
در
عربستان اجازه دارند از بین بی سوادی و سنگسار یکی را برگزینند!
۶- اگر زنی بخواهد از شوهرش
جدا شود:
در
امریکا:درخواست طلاق می دهد و نیمی از سرمایه شوهرش به او میرسد( زمان بین درخواست
طلاق و اتمام مراحل قانونی:دو هفته)
در
ایران:در خواست طلاق می دهد و در صورتی که هیچ ادعایی نسبت به نفقه و مهریه نداشته
باشد میتواند از همسرش جدا گردد(زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی: ۱۴
الی ۱۵ سال! )
در
عربستان:درخواست طلاق میدهد و شوهرش اجازه دارد او را سنگسار کند.
۷- یک دختر ۱۸ ساله:
در
امریکا نیازی به اجازه کسی برای انجام کارهایش ندارد.
در
ایران تنها برای دست شویی رفتن و تنفس نیازی به اجازه کسی ندارد!
در
عربستان اصولاً هیچ اجازه ای ندارد!!!
۸-تبریک میگم شما پدر
شدید بچتون یه دختره !
در
امریکا: Oh God Thanks
در
ایران: خاک بر سرت حلیمه ! بازم دختر زاییدی؟ !؟!
در
عربستان: نعم؟ البنت؟ لا لا لا! أنا بد بخت! سنک سار یا زنده فی القبر هذه الدختر
یه سلام گرم مثل هات چاکلت!
1 ماهی میشد که دست به کیبورد نشده بودم.دل کندن از این دنیای 0 و 1 هم کاری بس دشواری است.دنیایی مجازی که شده خونه ی دومم و یه کلبه ی مجازی ام با دل نوشته هام ساختم.کلبه ای که صاحب خونش 1 ماه سر نزده بود!
درس و مدرسه و امتحان که دیگه واسه آدم وقت نمیذاره.باید جون بکنم تا برسم به غول آخر یعنی کنکور.فقط خدا کنه که گیم اور نشم(بگین زبونتو گاز بگیر)
هوا هم مثل هوای دلم ابری شده و گاهی بارانی.نیاز داره به خورشید نگات و گرمی دستات!
دیروز تیم ملی ایران با پر افتخار ترین تیم جهان،برزیل بازی کرد.
از یه هفته قبلش همه جا پر شده بود که برزیل با تمام ستاره هاش میاد که با ایرن بازی کنه.بالاخره دیروز بازی کردن و ایران از جوانان برزیل(آخه فقط 3تا از بازیکناش سرشناس بودن،تمام ستاره های برزیل تبدیل شد به 3 ستاره!!!!!) 3تا گل خورد و باخت.البته ایرانم یه گل مردود زد و یدونه هم به تیرک.بعد میگن خوب بازی کردیم!!!
اگه بازی رو دیده باشین،در نیمه ی اول کاپیتان ایران،جواد نکونام بازو بنده کاپیتانیش سبز بود.نیمه دوم که شروع شد دیدیم که رنگه بازو بنده آقا جواد زرد شده.حتی فردوسی پورم یه تیکه انداخت.پارسالم ایران تو یه بازی یه نیمه با دست بندهای سبز بازی کرد که کلی جنجالی شد.
کار به جایی کشیده که به عقاید مردمم ایراد میگیرن،عجباااااااااا!!!
لابد از فردا مراجع پوشیدن لباس سبز را حرام اعلام می کنند!
آخرین پست ها